ناقوس بیگناهان
  
 
 
آبان 1384
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        
 
آرشیو

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
شنبه 7 آبان ماه سال 1384
هر چه هست می رهاند

پیوسته دلم در التهاب است ... نمی دانم تا کجا ... تا به کی .... این جسم خسته باید چنین شیدا باشد ... مجنون بی لیلا ... لیلای بی مجنون ! ...نمی دانم روح من در کدام دیار ... در آغوش کدام خنده بی پایان ... در کدام سرزمین آرام خواهد گرفت ؟ نمی دانم سرگردانی روح من به برزخی طولانی شبیه است که مرا با افسون مرگ هماغوش کرده است .... خدای من چنین واله ... چنین پریشان .... اسیر چیستم من ؟ بارها و بارها طعم لذتهای مبتذل روزمره را مزمزه می کنم ... قدم زدن در یک خیابان شلوغ درازکشیدن آرام و چشم دوختن به پنجره .... هیجان یک شهربازی ... نه هیچ کدام روح مرا به آرامش نرسانید !خدایا اکنون با قلبی بی طپش سراسر بندگی به سویت می آیم ... روح من آماده تازیانه تست ... یا مهر .. یا تازیانه ! روزهای تاریکی را پایان ببخش و روح سرگردان مرا در هبوط حیرت تنها رها مکن


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 7534


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها